
واقعاً كه چه كارها مي شود و ما اينجا نشستيم سالاد زمستاني درست مي كنيم و از عالم بي خبريم. منظورم همين آقاي زيدآبادي است كه شانس به او روي آورده و قرار است به عنوان تنبيه به گناباد تبعيد شود غافل از اينكه هر كس بيايد گناباد نه تنها به او بد نمي گذرد بلكه اينقدر خوش مي گذرد و اينقدر حال مي كند كه از خوشحالي در پوست خود نگنجيده پرواز مي كند. باور كنيد حالا اين پرواز ممكن است به شهرهاي ديگر باشد و يا هر جاي ديگري كه فكرش را بكنيد از جمله آن دنيا و...
و اما كارشناسي اين هفته كه همين مسئله آقاي زيدآبادي است و تبعيدشان به گناباد. راستش بعد از اينكه اين خبر توي همه سايت ها و روز نامه ها نوشته شد دهان به دهان چه خبر و به جامعه نسوان گناباد هم رسيد تا اين عزيزان بسيار محترم به فكر بيفتند تا استقبال هر چه باشكوه تر و فك اندازتر از ايشان و خانواده محترمشان داشته باشند
تا هر چه بيشتر در گناباد بهشان خوش گذشته درس عبرتي شود تا ديگر كسي را به گناباد كه بسيار شهر پيشرفته و بسيار بسيار خوبي است تبعيد نكند و هرگز يادشان نرود كه گناباد به اين آبادي كجايش تبعيدگاه است.
و اما مصوبات جلسه نسوان براي اين استقبال باشكوه.
1- اسكان خانواده زيدآبادي در سر تراز يا انتهاي خيابان سعدي و يا حافظ و البته هر جاي ديگري به غير از وسط ميدان مركزي به طوري كه اين دوستان ضمن لذت بردن از اين همه امكانات با مراحل زاد ولد و رشد گوسفند و ساير دامها آشنا شده قدر گوشت و ساير فرآورده هاي دامي را به نحو احسن بدانند و ضمن اينكه ديگر گير اقتصادي به هيچ دولتي ندهند و برايشان جا بيفتد كه اگر تورمي هست مال همين سختي هاست كه پرورش و نگهداري دام دارد نه هيچ كس ديگر.
2- اشتغال آقاي زيدآبادي به شغل مورد علاقه شان يعني روزنامه نگاري در يكي از نشريات محلي شهرستان وترجيحاً مژده گناباد به عنوان مسئول آگهي و يا فروش تا هر چه زودتر با ورشكستگي و بحران آشنا شده بفهمند كه كار فرهنگي چه حالي مي دهد.
3- تشويق خانواده آقاي زيدآبادي در استفاده از آب لوله كشي شهري بطوريكه كليه كمبودها از جمله آهن سرب، منيزيوم و حتي در مواقعي طلا و نقره در بدن اين دوستان كاملاً خرج خريد نمك از سبد كالاي خانواده محترمشان برداشته شود تا متوجه شوند كه اگر قرار است يارانه آب برداشته شود در عوض ديگر نيازي به خريد نمك نيست ولي مي توانند پولش را براي پرداخت قبض آب ذخيره سازند.
4- دعوت از همسر ايشان براي شركت در جلسات سر كوچه و درب خانه همسايه براي آشنايي هر چه بيشتر با فعاليت زنان در گناباد بطوريكه متوجه شوند زنان در اينجا نه تنها برا ی خودشان بلكه براي اهالي 40 تا خانه آنطرف تر و در مواقعي حتي بيشتر تصميم گيري مي كنند و كور شود هر كس كه بگويند حق زنان در اينجا ضايع شده و يا مي شود.
5- پذيرش پسر بزرگ ايشان حتي اگر به سن دانشگاه نرسيده در يكي از دانشگاههاي گناباد تا از نزديك دانشگاه و محيط سرشار آن را لمس كرده در خانه اي دانشجويي فاقد گازكشي اسكان داده شده تا حضور نفت را در زندگي به خوبي احساس كنند و برايشان روشن شود كه اگر قرار است نفتي در خانه كسي بيايد اين نفت و بوي دل انگيز آن حق دانشجويان است و براي پدر بزرگوارشان توضيح دهند كه اينقدر انتقاد الكي نفرمايند.
7- دادن شير يارانه اي خارج از صف به خانواده آقاي زيدآبادي تا ببينند گناباد بزرگترين توليد كننده شير در خراسان است.
8- اهداء يك دستگاه دوچرخه به دختر ايشان جهت ترويج فرهنگ دوچرخه سواري بخصوص در صبح و شب زمستان و ظهر تابستان تا علاوه بر لذت بردن از اين هواي دل انگيز با تحريك حس چشم و هم چشمي نسوان محترم گنابادي و ترويج اينكه دوچرخه سواري براي خانمها خيلي كلاس دارد گام مهمي در راستاي تحقق اهداف خيلي مهم اشاعه فرهنگ دوچرخه سواري بخصوص در بين خانمها برداشته شود.
9- اجبار ايشان به استفاده از تاكسي و وسايل نقليه عمومي براي آنكه ببينند چقدر وسايل نقليه گناباد منظم و سر وقت كار مي كنند و اصلاً و ابداً كسي در ايستگاه معطل نمي شود و سهميه بنزين كافيست!
10- آشنا كردن ايشان با جمعه بازار و ديگر مركز خريد گناباد تا علاوه بر ان به خاطر مسائلي كه بعداً برايشان جا خواهد افتاد حس خريد به كلي از خانم محترم ايشان رخت بربست آقاي زيدآبادي تا ابد گناباد و بازارش را دعا كند.
در پايان جامعه نسوان ضمن خوشامدگويي به ايشان و خانواده محترمشان آرزومند است بقيه اعضاي مغتشش كه خيلي كارهاي بدي كردند هم همراه با آقاي زيدآبدي به گناباد تشريف آورده اين مصوبات برايشان اجرا شود تا ضمن شرمندگي از اعمال گذشته شان رفاه و زندگي درست و حسابي را از نزديك درك كنند و ديگر حرف بيخود نزنند و از اغتشاش توبه فرمايند انشاءا...
زهرا عارفی - سردبیر مژده گناباد
