1# - نویسنده: ناشناس شناس در تاریخ ۱۳۹۰-۰۶-۲۸ ساعت ۱۴:۰۸:۴۰
دلوم وا شوو ازی نوشتیت همشیره همی داستانتر ور مگم هی مخنم هی کیف منوم خدا از جوونی کمت نکنه... دهمه موارد حال کردوم |
2# - نویسنده: مث یه مهمون در تاریخ ۱۳۹۰-۰۶-۲۹ ساعت ۱۱:۲۰:۴۰
مث همیشه داستاناتون با مقدمه قشنگه |
3# - نویسنده: یه نفر در تاریخ ۱۳۹۰-۰۶-۲۹ ساعت ۱۱:۳۶:۴۳
منم ب شما تبریک میگم امیدوارم همیشه در همه مقاطع زندگیتون شاد و سرافراز باشید |
4# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۹۰-۰۶-۲۹ ساعت ۱۴:۵۷:۴۵
سلام به تموم مردم دنیا...به مردمی که به زمین احترام می گذارندبه اونایی که طبیعت رودوست دارند به اونایی که شعرو دوست دارند...به اونا که عاشقند به اونا که زلالند به اونایی که .. علی توکلی موسسه پدرام گناباد |
5# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۹۰-۰۶-۲۹ ساعت ۱۵:۱۱:۵۵
بد ندیدم شعری تقدیم هم شهریان کنم ازحضورلاله ها شعله ورگردیده دشت چیده گویا جام مل برزمردهای ناب من خراب جامها خفته برمحراب گل جایتان خالی چه حالی داشتم مست اکسیژن خیالی داشتم باغزل ذوق غزالی داشتم قوچ کوهی شدمراهمداستان رم نمی کرد ازحضورعاشقان نی لبک میزد چکاوک سایه ام افتادازپا گنگ شدآن ذوق تردم بی شکرنسکافه خوردم کاش می شددلبری بود چون لباسی دربرم بود تاکه بلبل میشدم من همدم گل می شدم من یارمن مار است وعقرب شعر میبافم مرتب هی بیا که سخت تنها مانده ام مانده ام مدهوش گلها هاههاهاهاههاهامانده ام! علی توکلی موسسسه پدرام گناباد |