آقاي داوود نصيري در اين مورد مي گويد: از سال 1365 پژهشي را براي خودشناسي شروع كردم با اين هدف كه انسان چه كاري انجام دهد كه زندگي كند نه فقط زنده باشد و در اين مورد كتابي به نام زايش و بالش تاليف كردم. بعد از آن در سال 86 ديدم كه اين كار پژوهشي كافي نيست و تصميم گرفتيم همراه با خانواده پياده سفر كنيم و به همين منظور به كشور تركيه رفتيم كه در آن زمان پسرم اورمزد 4 ساله و دخترم آرميتي 7 ساله بود.
مقامات و مردم كشور تركيه از ما استقبال بسيار خوبي كردند و بعد از آن ما به كشور آذربايجان سفر كرديم كه بنده شرح اين دو سفر را در كتابي تحت عنوان سفرنامه عشق تاليف كرده ام. ضمن آنكه در سال 87 از تهران به راه افتاديم و جاده كرج و چالوس را پياده روي كرديم و بالاخره در 18 تيرماه 89 از تهران براي هميشه به راه افتاديم تا دور ايران را پياده روي كنيم و الان 5 ماه است كه در راه هستيم.
اين مرد كه قصد دارد با پياده روي دور ايران را سفر كند ادامه داد: ما به دنبال دگرگوني هستيم و مي خواهيم پيام عشق و دوستي را به مردم برسانيم چرا كه به نظر ما زندگي بي عشق عين مردگيست، خوردن و خوابيدن و افسردگيست.
خانم مينا كاشاني كه همراه همسرش و دو فرزندش در اين حركت شركت دارد مي گويد: اين سفر تجربه بسيار خوبي براي من و فرزندانم است و ما قصد داريم تا پيام عشق و دوستي را به مردم سراسر ايران و حتي جهان برسانيم و در حال حاضر 93 كشور از ما دعوت كرده اند تا به آنجا سفر كنيم.
وي ادامه داد: هدف ما اين است كه در واقع به مردم بگوييم بياييد زندگي كنيم نه فقط زنده باشيم و براي رسيدن به اين هدف ما كارهايي هم انجام مي دهيم ضمن آنكه به هر شهري مي رسيم براي يادگاري درختي در آنجا مي كاريم و با مردم آشنا مي شويم. ما معتقديم عشق اسطوره و ستون حقيقت يك زندگي است كه حركت را در زندگي افراد به وجود مي آورد.
از ديگر مشخصات اين خانواده اين است كه گياه خوارند و از خوردن گوشت پرهيز مي كنند.
پدر خانواده در اين مورد مي گويد: ما از چند سال پيش خوردن گوشت را براي هميشه كنار گذاشتيم چرا كه معتقديم موجودات زنده را نبايد كشت و حق زندگي را نبايد از آنها گرفت و بري همين اول خوردن گوشت قرمز و بعد گوشت مرغ و در آخر هم ماهي را كنار گذاشتيم و به رژيم گياه خواري روي آورديم و در حال حاضر از تمام لحاظ بدني سالم و تندرست داريم.
او مي افزايد: براي ما احترام به طبيعت يك اصل است و معتقديم بايد در حفظ و نگهداري طبيعت كوشش شود و از درختان، حيوانات، فضاي سبز و ساير محيط طبيعي بايد محافظت كرد.
اورمزد پسر 7 ساله خانواده و آرميتي دختر 10 ساله اي است كه همراه پدر و مادرش در اين سفر حضور دارد و آنها نيز به عقايد پدر و مادرشان احترام مي گذارند و با آنها همراهند و جالب است بدانيد نزد مادرشان كه كارشناس زيست شناسي است درس مي خوانند و طبق صحبتي كه با آموزش و پرورش كرده اند قرار است خردادماه به هر شهري كه رسيدند امتحان بدهند. خانم كاشاني در مورد بچه هايش مي گويد آنها بچه هاي درسخواني هستند و حتي دخترم كه در حال حاضر كلاس پنجم است يك سال را به صورت جهشي گذرانده است.
وقتي نظرشان را در مورد گناباد مي پرسيم آقاي نصير ی مي گويد: اينجا شهر آرام و ساكتي است و مردم مهربان و مهمان نوازي دارد.
او در مورد كتابي كه به نام زايش و بالش تاليف كرده مي گويد: اين كتاب براي كساني نوشته شده كه از روزمرگي ها خسته هستند و مي خواهند يك بار ديگر متولد شده و به صورت واقعي زندگي بهتري را تجربه كنند و به دور از دنياهاي مجازي و تخيلي تغييري اساسي در زندگي واقعي شان ايجاد كنند تا بتوانند واقعا از زندگي خود لذت ببرند.
اين خانواده طبق گفته هاي خودشان هيچ مايملك شخصي ندارند و وقتي از آنها مي پرسيم چگونه مي توانند بدون هيچ پول و يا سرمايه اي زندگي كنند پدر خانواده مي گويد: به قول شاعر عاقبت خاك گل كوزه گران خواهم شد و در واقع همه ما وقتي از اين دنيا مي رويم هيچ مالي با خود نمي بريم براي همين هم اينكه در دنيا هم چيزي نداشته باشيم نبايد آنقدر مهم باشد.
همسرش ادامه مي دهد: مهم دارايي ما دو كوله پشتي است كه دريكي براي لباسهايمان و ديگري براي كتابهاي بچه هايمان است و ما براي اينكه پياده سفر مي كنيم نمي توانيم بارمان را سنگين كنيم ضمن آنكه ما پولي هم نداريم چون كسي هم از ما پولي نمي خواهد و هر چا كه مي رويم مردم با روي خوش از ما استقبال مي كنند و به ما آب و و غذا و جا مي دهند و به اين ترتيب نيازمان به داشتن پول هم از بين مي رود.
او در مورد اقوام و خويشاوندانشان مي گويد: ما از طريق تلفن با اقواممان در ارتباطيم و اگر نياز باشد آنها را ببينيم آنها مي آيند و وقتي ما در يك شهر ساكن مي شويم ما را ببينند.
لازم به ذكر است اين خانواده روزانه 20 تا 30 كيلومتر پياده روي مي كنند و قصد دارند با پيام عشق و دوستي و دور ايران را پياده سفر كنند.