گناپا
شنبه، 30 ارديبهشت 1391 وبسایت اختصاصی دوهفته نامه مژده گناباد
پربیننده ترین مطالب ماه
تصویر روز
مطالب توصیه شده کاربران
منوي اصلي  صفحه اصلی arrow مقالات arrow  جشن تولد من (گناپا) arrow مقالات اجتماعی arrow ماجراهای خوشبین (5) متفرقه
صفحه اصلی
جستجو
گناباد در خبرگزاری ها
تبلیغات
پیشنهادات و انتقادات
معرفي سايت به دوستان
آرشیو الکترونیکی مژده گناباد
گالری عکس
پيوند ها
پادکست (رادیو گناباد)
ورود و خروج
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت
آمار
امروز812
دیروز1429

فید

Stats
86 میهمان حاضرند
ماجراهای خوشبین (5) چاپ ارسال به دوست
0
  
۱۵ مهر ۱۳۸۹
خوشبین گفتیم که خوش بین بعد از فراز و نشیب های فراوان نتوانست یک معضل اجتماعی را در شهر حل نماید و بالاخره به قول خودش "آداپته" شد و یک جورایی با آن کنار آمد، البته نه کاملاً؛ شاید در آینده و وقتی دیگر بتوان مسئولین و ناقضین حقوق شهروندی را متقاعد نمود.
و اما در دفتر پنجم:
خوش بین به دلیل علاقه ی فراوان به گناباد، دوست داشت تا علاوه بر انجام شغل اصلیش در بعضی فعالیتهای اجتماعی هم شرکت نماید. هر چند این روزها خوش بین ذهن مغشوشی داشت و بیشتر دنبال ارائه ی مدارک پزشکی و مهندسی و... به ارگانهای مختلف شهر بود تا بتواند در یکی از حرفه هایی که احساس می کند بیشتر می تواند به همشهریانش خدمت نماید، شروع به کار کند.

ولی در این اثناء که حسابی درگیر کاغذ بازیهای خاص اداری آن بود روزی چند تن از دوستانش وی را به تماشای دیدار بازی فوتبال بین یک تیم گنابادی که به لیگ دست یک استان صعود نموده بود با یک تیم مشهدی دعوت نمودند.
خوش بین هم که در دوران نوجوانی علاقه ی خاصی به این ورزش پرطرفدار داشت و بازیکن تیم فوتبال دبیرستان و دانشگاه بود، از این دعوت استقبال نمود و به یاد زمینهای خاکی و شنی آن دوران به مجموعه ورزشی آزادی گناباد رفت.
هر چند امروزه گناباد دارای سه میدان چمن فوتبال شده بود ولی خوش بین با دیدن این مجموعه و مقایسه ی آن با میادین ورزشی اروپا که نه، همین ایران و حتی شهرهای مجاور و در حد خودشان قدری آزرده خاطر شد چرا که کمبود امکانات از سر و روی ورزشگاه می بارید!
میدان چمن ناصاف، بدون شیب بندی درست، بدون پروژکتور و نور و سکوهای سیمانی نه چندان مناسب و...
ناراحتی خوش بین با دیدن جوانان علاقه مند به این ورزش و طرفداران پرشور بیشتر هم شد.
با ورود به ورزشگاه تعدادی از داوران ومسئولین ورزشی که از دوران مدرسه خوش بین را می شناختند به استقبال وی آمدند و ایشان را به جایگاه اختصاصی برده و یک صندلی پلاستیکی! هم برای نشستن برایش آماده نمودند. مدتی گذشت و مسابقه شروع شد. ولی صحبتهایی درباره ی پاره ای از مشکلات موجود و کمبود امکانات بین اطرافیان خوش بین با ایشان صورت می گرفت یک نمونه ی بارز که در همین مسابقه مشهود بود عدم آمدن اورژانس و حتی پزشکیار به مسابقه ای که یک تیم مرکز استانی مهمان آن بود!
که این مسئله با خوش بین مطرح شد و ایشان با تواضع خاصی اعلام نمود که اگر مسئولین مسابقه اجازه دهند در این بازی ایشان بعنوان پزشکیار افتخاری در خدمت ورزشکاران باشد؛ این پیشنهاد متواضعانه ی خوش بین که دارای مدارک تخصصی پزشکی بود مورد استقبال قرار گرفت و همگی او را تحسین نمودند.
یک ماجرای جالب دیگر در این مسابقه تشویق دروازه بان تیم گنابادی توسط خوش بین بود، چون در طول مسابقه دو پنالتی به سود تیم مشهدی بوجود آمد که دروازه بان تیم گناباد توانست هر دو را مهار نماید و خوش بین بعد از اتمام مسابقه در اقدامی کم سابقه با نوشتن یک چک مبلغ نه خیلی زیاد وی را تشویق نمود.
این مسئله برای همه جلب توجه نمود و بخصوص دروازه بان که گفت شما با این کارتان مسئولیت من را خیلی زیاد می کنید و خوش بین که دقیقاً همین هدف را داشت از کار خود راضی و خشنود به خانه برگشت.
و اما چند روز بعد از مسابقه:
یک نشریه ی محلی به تعریف از این کار خوش بین پرداخت و خیلی ها در جریان این عمل جالب قرار گرفتند. از آن روز به بعد هر کسی در کوچه وخیابان خوش بین را می دید با قضاوتهای مختلف، صحبتهای گوناگونی را مطرح می نمودند فقط گروه اندکی کار وی را کاملاً فرهنگی می دانستند؛ هر چند آنها هم به شوخی متلکی می پراندند. ولی اکثر مردم با توجه به کمکهای دیگر ایشان به بعضی سازمانهای غیر دولتی و نیمه دولتی کار وی را سیاسی و تبلیغاتی می دانستند.
توجه شما را به بعضی تیر و طعنه های مردم جلب می نمایم:
- آقِی خوش بین اگه پولاتِن اضافیی وَ ما دَنی آقا چِنو پولا ودَر مَریزَه!
- انتخابات شوراها نِزدیکِس، آقِی خوش بین شایدم میَه کاندید مِجلس شَه!!
- تا او موقَع یک تیمهِ ور راه اِندِزَه و دِ رو پِرهِناشِن تِبلیغ کنه!
خوش بین که به این حرفا خیلی عادت نداشت ولی باز هم کوتاه آمد تا اینکه دوستی از دوستان قدیمی وی را توجیح کرد که مردم خیلی هم مقصر نیستند چرا که معمولاً در گناباد رسم بر این است که افراد متمکن در این جور کارها کمتر مشارکت می کنند و افرادی که قصد مطرح نمودن خود در جامعه به هر دلیل دارند ( که معمولاً کاندید شدن برای شورا و نمایندگی ... می باشد) چندین کمک نه آنچنان به بعضی گروه ها و NGOهای خاص و حتی هیئت هات می نمایند و خداحافظ تا....
دوست خوش بین در حال گفتن این مطالب وآوردن مصداق از این کمکها در سطح شهر بود که بعد از پایان حرفهایش که تقریباً خوش بین را متقاعد نموده بود، دستی بر شانه ی خوش بین زد و گفت: ای ناقلا! خودمونیم! نکنه تو هم قصدی داری، به ما نمی گی!؟
تا بعد...


یادداشت های بازدیدکنندگان
1 نظر : (1 یادداشت منتشر شده - 0 نظر در صف انتشار - 0 نظر غیرقابل انتشار)

1# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۷-۱۷ ساعت ۲۰:۴۱:۳۱
سلام  
شمارو به خدا بگید که ماباید برای اینکه دیوار بیرون منزلمون رو رنگ نکنند چه کسی رو باید ببینیم حداقل اجازه بپرسند کارشناس شهرداری به ماگفت که ما برای زیبا سازی شهر اختیار هر کاری رو داریم یعنی چگونگیه شکل منزل شخصی که سیمان کاری بوده هم به نظر شهرداری ربط داره اینقدر کشور خر تو خره دیگه با این کارشون آدم به شکل زیبا هم شک میکنه

نام/ پست الکترونیک (اختیاری)  
کد ضد روبات. لطفا عدد مقابل را وارد نمایید: گوش دادن به کد

آخرین بروز رسانی ( ۲۱ مهر ۱۳۸۹ )
<قبل   بعد>
© Gonapa.ws | Designer: Grand.ir | Developed by: PartGroup | Powered by: Mambo
کليه حقوق محفوظ است. استفاده از مطالب تنها با ذکر پیوند منبع و نام نويسنده مجاز است.
خبرنامه گناپا

اخبار گناپا را بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت کنید.


ایمیل خود را وارد کنید:


توجه: بعد از ثبت نام می بایست وارد ایمیل خود شده و روی لینک تأیید که برای شما ارسال شده است، کلیک کنید.

نظرسنجی
آخرين خبر های سایت