روز چهارشنبه 7 مهرماه از طرف ميراث فرهنگي با خبر شديم عده اي توريست براي بازديد از قنات قصبه به گناباد مي آيند. این چندمین بار است که توریستهای اروپایی و آمریکایی برای دیدن این شاهکار جاری و زنده در اعماق زمین به گناباد می آیند .اینبار دانشجوياني بودند كه براي تحقيق و پژوهش آمده بودند و ده نفرشان كه آلماني بودند با نگاههاي عميق و متعجب از انديشه وسيع و تلاشي بزرگ كه قصه اي در زير زمين به ژرفاي افسانه ها پديد آورده بود ،افسانه اي كه زندگيِ شهري را جاري كرد. آری ، این یک قصه است، اما قصه ای حقیقی و مکتوب، با سند و دلیل. حقیقتی که نمی توان انکارش کرد. صاحبان آن اندیشه های وسیع اجداد خود ما هستند و هدف پاک و بلندشان، به یادگار گذاشتن یک گنج برای ما ...
تک تک ما این قصه را تا کنون بارها و بارها از زبان پدربزرگ ها و مادربزرگ ها و دیگر بزرگانمان شنیده ایم، اما با وجود تمام نشانه هایی که اجدادمان برای ما باقی گذاشته اند، باز هم نفهمیده ایم که آن گنج چه و کجاست. با استفاده از دستگاه ها و تکنولوژی پیشرفته و جدید به دنبال گنج میگردیم، اما قافل هستیم از اینکه با دست خودمان و با کندن چاه هایی که فقط بخاطر بی فکری کنده شده اند، در حال نابود کردن آن گنج بزرگ و بی انتها هستیم. آری، آن گنج بی همتا، آن یادگاری بزرگ که بخاطرش گذشتگانمان جان خود را داده اند، آب است و قناتی که کهن ترین و طولانی ترین قنات تاریخ بشریت است. یکی از عجایب جهان در کنار ماست و ما بیخبران و کوته نظران، نه تنها از ارزش و اهمیتی که دارد بی خبریم، بلکه در راه نابودیش نیز گام بر میداریم. افتخار ما اصالت و تاریخ ماست، اما آیا تا کنون از خود پرسیده اید که برای نگه داشتن این افتخارات چه کرده ایم؟!!! چقدر تلاش کرده ایم که این گنج بزرگ و گران بها را برای فرزندان و آیندگانمان حفظ کنیم، یا حداقل مانند بزرگانمان که برای ما از آن گنج می گفتند، ما نیز برای فرزندانمان کمی درباره اش بگوییم؟!!! خداوند عظیم و رحیم، به وسیله ی پیشینیانمان باغی پر از فرصت شکفتن و سبز شدن برایمان فرستاده است، اما ما بجای اینکه دنیا را با آن سبز کنیم، نه تنها خودش را نیز سبز نگه نمی داریم، بلکه با دست خود ریشه هایش را قطع می کنیم و از هیزم هایش فقط برای یک آتش و گرمای گذرا و اندک استفاده می کنیم. در کنار این گنج، کسانی زندگی می کنند که حتی یکبار حاضر نیستند برای دیدن این یادگاری با ارزش وقت صرف کنند؛ در مقابل کسانی را می بینیم که با مشغله ی کاری بسیار زیاد و با صرف وقت و هزینه هایی گزاف، از آن سوی دنیا، برای فقط چند دقیقه از نزدیک لمس کردن این گنج عظیم به شهری سفر میکنند که بسیاری در کشور خودمان نیز حتی اسمش را نشنیده اند. ما از اصالت و تاریخ کهن و با ارزشمان سخن می گوییم اما آنها عملا به دنبال آن ارزش ها می گردند ... حتی در سطح این شهر یک تابلوی تبلیغاتی برای معرفی این گنج وجود ندارد. روزانه بسیاری از ورودی و یا حتی داخل این شهر عبور می کنند اما بیخبرند از اینکه در کنار چه گنجینه ای بوده اند و بی نصیب از دیدنش گذشته اند. در کتاب های تاریخ و سایت های اینترنتی و دانشگاه های بزرگ دنیا درباره ی این قنات بزرگ سخن می گویند، اما در این شهر که میزبان آن گنجینه است هیچ اثری از بودنش حس نمیشود. سرمایه ها به هدر می روند اما برای حفظ و نشان دادن این گنجینه حتی ریالی صرف نمی شود. تا اینجا که ما برایش هزینه نمیکنیم که اولش است و قابل تحمل، ولی ما نه تنها خودمان هزینه نمیکنیم، بلکه با ندانم کاری ها و خودخواهی هایمان کسانی که خودشان برای سرمایه گذاری داوطلب می شوند را نیز ازین کار منصرف میکنیم. با کمی فکر، هرکسی خواهد فهمید که با استفاده ی درست از قطره قطره ی این گنجینه ی وسیع می شود نه تنها شهر و منطقه ی اطرافش را متحول کرد، بلکه می شود کشور را متحول کرد. با استفاده ی صحیح از آن میتوان شهری را که بسیاری حتی نامش را نشنیده اند جهانی کرد؛ اما ... اما ما نه تنها حتی یک چراغ برای راحت تر دیدنش روشن نمی کنیم، بلکه آنجا را تبدیل کردی ایم به دفترچه ای که در آن نام خود را مینویسیم و اطرافش را به قبرستان زباله هایمان. من که از گذشتگانمان خجالت می کشم. با خودم میگویم آیا آنها اکنون پشیمانند از یادگاری که برای ما گذاشته اند؟!!! کاش کمی به این گنجینه احساس غیرت می کردیم و با تلاش و استفاده از فرصت هایی که در اختیار داریم، به پیروی از پیشینیانمان، اینبار ما برای آیندگانمان حداقل یک خاطره و نامی خوش به یادگار می گذاشتیم. هنوز هم فرصت باقی است. فقط باید چشم ها را شست و جوری دیگر دید. باید از ته دل و با تمام وجود خواست تا توانست ... پس به امید روزی که با افتخار و شهامت و عزت به گذشتگانمان ثابت کنیم که قدر عرق ریختن و جان دادنشان را می دانیم و تلاش هایشان بی ثمر نبوده است ...
جهت دیدن عکسهای بازدید توریستهای اروپایی از آثار تاریخی گناباد به منوی تصاویر -بخش گناباد در عکس مراجعه نمایید.
مصطفی قویدل
هفتم مهرماه هزار و سیصد و هشتاد و نه
یادداشت های بازدیدکنندگان 1 نظر : (1 یادداشت منتشر شده - 0 نظر در صف انتشار - 0 نظر غیرقابل انتشار)
1# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۷-۱۰ ساعت ۲۱:۱۵:۰۸