گناپا
+ يكشنبه، 23 بهمن 1390 وبسایت اختصاصی دوهفته نامه مژده گناباد
پربیننده ترین مطالب ماه
تصویر روز
مطالب توصیه شده کاربران
منوي اصلي  صفحه اصلی arrow ليست گزارشها arrow گزارش اجتماعی arrow صفایی درگفتگوی ویژه با گناپا:کارگزاران رایک جریان انحرافی درحکومت دینی می دانم متفرقه
صفحه اصلی
جستجو
گناباد در خبرگزاری ها
تبلیغات
پیشنهادات و انتقادات
معرفي سايت به دوستان
آرشیو الکترونیکی مژده گناباد
گالری عکس
پيوند ها
پادکست (رادیو گناباد)
ورود و خروج
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت
آمار
امروز8
دیروز498
اين هفته506

فید

Stats
118 میهمان حاضرند
صفایی درگفتگوی ویژه با گناپا:کارگزاران رایک جریان انحرافی درحکومت دینی می دانم چاپ ارسال به دوست
7
  
۰۷ شهريور ۱۳۸۹
محمد صفایی فرماندار گنابادخودتان را معرفی کنید.
محمد صفایی هستم متولد سال 1340 و همانطور که می دانید بچه دلویی هستم و زادگاهم آنجاست، پدر و مادرم هم الان آنجا ساکن هستند، سال انقلاب یعنی 57- 58 پایان دوران متوسطه ام بود .
در دوران دبیرستان و سالهای انقلاب کار سیاسی هم می کردید؟
بله به نسبت خودم که یک جوان هفده، هیجده ساله بودم در مسائل انقلاب فعال بودم. در آن مقطع ما دو نفر بودیم که دبیرستان را تعطیل کردیم و گرچه رئیس دبیرستان ما از اعضای ساواک مشهد بود ولی به هر حال در آنجا ما وارد مسائل انقلاب شدیم.
رشته تحصیلی تان چه بود؟
من در هنرستان درس خواندم و رشته ام الکترونیک بود
و با آقای مهندس آذرین فر که معاون آموزش و پرورش شدند همکلاس بودیم در ارتباط با ادامه تحصیل هم من برق در گرایش قدرت خواندم و بعدش هم که کشور درگیر جنگ شد در سال 59 و مجبور شدم به خاطر جنگ در اواخر درس را رها کنم و حدود شش سال و خورده ای جبهه بودم و عملا درگیر شدم.
 و در این بین جنگ که تمام شد بخاطر اینکه تعلقات انقلابیم زیاد بود و جنگ هم با یک سری حوادثی تمام شد بازهم در بین مسائل اجتماع حاضر بودم .از آنجاییکه جنگ که با انتخابات مجلس سوم برخورد کرد و انشعاب مجمع روحانیون که در سال 66  پیش آمد و دو دسته گی های چپ و راست که به صورت جبهه ملی انجام شد.
 من خودم اعتقاد دارم که انتخابات مجلس سوم به جنگ خیلی آسیب زد و یکی از دلایل تحلیل در جبهه ها نقشی بود که مجلس سوم ایفا کرد .چون ما ضعف را کاملا در این مقطع در جبهه ها احساس کردیم. خلاصه این قصه که اتفاق افتاد من مجددا در سال 67 در کنکور شرکت کردم و رفتم علوم سیاسی خواندم. یعنی برق را که تا آخر خوانده بودم رها کردم و به دلیل گرایش عمیقی که به مسائل سیاسی پیدا کردم به سمت این رشته رفتم. در زمان عملیات مرصاد هم من در کردستان بودم و به خاطر این ماموریت از بهمن 67 به دانشگاه رفتم آن سال من با رتبه ی 93 در دانشگاه شهید بهشتی قبول شدم.
شما از سهمیه استفاده کرده اید؟
بله از سهمیه رزمندگان استفاده کردم.
شما با این واژه مهندس که به شما می گویند موافقید؟ در صورتی که علوم سیاسی خوانده اید چرا می گویند و چرا مخالفتی ندارید؟
به نظرم ما به گونه ای دچار عوام زدگی هستیم دانشگاههای ما هم به همین سمت رفته مثلا طرف در دانشگاه یک کارشناسی کشاورزی می گیرد ولی بعد اصلا سراغ کشاورزی نمی رود حالا نمی دانم مدرکش را برای چی گرفته برای دامادیشه؟! این یکی از آسیب های جامعه ماست در سال 84 هم قبل از اینکه بیام دکترای علوم استراتژیک قبول شدم و یک ترم مرخصی گرفتم چون قرار بود با آقای دکتر الهام کار کنم حالا دیگر قرعه به گناباد خورد و آمدم اینجا. کارشناسی رشد سیاسی را هم سال 77 در مرکز دانشگاه آزاد تهران خوانده بودم.
از ازدواج، بچه ها و خانواده بگویید؟
آن زمان جوانها زود ازدواج می کردند اوایل انقلاب مسائل مربوط به ازدواج هم روان بود برعکس حالا که فکر می کنند حتما باید یک مقدماتی برای زندگی باشد هر چند ما شرایط را سخت گرفته ایم و خود ما شرایط سخت خودساخته ای درست کردیم و گرنه بحرانی بزرگتر از جنگ که نیست آن موقع جوانها درگیر جنگ بودند ولی به موقع ازدواج می کردند من هم 22 سالم بود در سال 62 که ازدواج کردم و در مورد بچه ها هم ما نسل اولی ها همه عیال واریم، 4 فرزند دارم 3 دختر و یک پسر.
در خانه فرماندارید یا فرمان بردار؟
حرف اخر را در خانه من می زنم.
که معمولن چشمه!؟
خانواده از پرکاری شما و اینکه کمتر حضور دارید دلخور نمی شوند؟
خانواده من به این سیستم عادت کردند همسر من از سال 64 تا پایان سال 67 حدودا 4 سال با من در منطقه بودند یعنی حتی شرایط سخت منطقه و جنگ را هم چشیده اند.
شما در جبهه جزو فرماندهان نبودید؟
من در سپاه یازدهم معاونت نیروی انسانی بودم. سپاه یازدهم مجموعه کردستان بود.
انگیزه شما برای آمدن به گناباد چه بود؟ سیاسی بودید یا ناسیونالیستی؟
ببینید من این دو را به میزان زیادی قابل جمع می دانم من حتی توی مخیله ام هم نبود که گناباد بیایم با آقای دکتر الهام من ده، دوازده سال دورادور ارتباط داشتم.جلسات هفتگی داشتیم اوایلی هم که دولت تشکیل شد ایشان جزء هسته مرکزی دولت آقای احمدی نژاد بود؛ آقای احمدی نژاد یک هسته مرکزی 3 نفره داشت که این هسته مرکزی کابینه را چینش کردند و آقای دکتر الهام هم یکی از این سه نفر بودند. من بنا به اینکه جریان کارگزاران را یک جریان انحرافی در حکومت دینی می دیدم خیلی عریان وارد جریان سیاسی شدم در انتخابات نهم حتی یک فشار مضاعفی به خودم اوردم و نه ماه به انتخابات مانده بود دبیر بخش سیاسی روزنامه سیاست روز شدم و خیلی شفاف در بحث قلم زنی و سایر مسائل کار می کردم حتی با همین مهدی هاشمی و افرادش همان مقطع درگیر شدم چون ما بالاخره آنها را نقد می کردیم. یادم هست آقای مهندس یوسف پور مدیر مسئول روزنامه به من گفت: اگر فلانی رئیس جمهور شود تو کاری کردی که ساختمان روزنامه را تبدیل به فضای سبز بکنند .البته ایشان هم آدم دل و جگرداری بود و مانع کار ما نمی شد. در مهرماه سال 84 بچه های گناباد به من زنگ زدند که بیا گناباد و من جواب منفی دادم.
تا اینکه ماه مبارک بود و برادرم را واسطه کردند. ایشان افطاری آمد خانه ما و گفت بچه ها تماس گرفتند من گفتم: با من هم تماس گرفتند ولی من نمی روم. گفت: من هم گفته ام که محمد به تهران چسبیده و نمی آید. تا اینکه یک نامه برای من فاکس کردند که آن نامه در من یک حس عجیب مانند حس تکلیف ایجاد کرد. آن نامه را حاج آقای صادقی، ناشرالاسلام، آقای علیپور و چند نفر دیگر امضا کرده بودند و برای استاندار فرستاده بودند که ما این را می خواهیم و یک رونوشت برای آقای مدنی که پیگیری کنید. آن نامه من را کمی به فکر برد که کی هستم و چه دینی به شهرم دارم. انسان ذاتاً تعهدی به محیط خودش دارد.
علتی که من از گناباد رفته بودم اصطکاکی بود که با آقای حکمت امام جمعه وقت گناباد پیدا کردم، همان سال اولی که ایشان امام جمعه شد. خیلی آدم کم تحمل و تندی بود من یک شب ده تومان پول دست یکی از بچه ها داشتم رفتم دو تومان خمسش را به ایشان تحویل بدهم این داستان تقریبا مال اواخر سال 62 است. به ایشان گفتم: کاری با شما داشتم و گفتم اینطور عمل نکنید به نفع شما نیست. خیلی ناراحت شد و گفت: برو بچه. من آن زمان 22 سالم بود ولی این جسارت را داشتم که به ایشان تذکر بدهم غیر از من و ایشان کسی توی اتاق نبود. گفتم: من بچه، قبول، می روم ولی بر اساس منطقی که من بچه می فهمم این رفتار شما درست نیست و از آن موقع از گناباد رفتم در واقع ایشان برای من منشأ خیر شد که بتوانم از بچگی فاصله بگیرم.
انتقادهای شما از ایشان بر اساس منبر شخص دیگری بود یا نظر خودتان؟
نظر شخصی خودم بود، ایشان همان موقع نماینده سپاه هم بود یک عده دور و برشان را گرفته بودند مثلا در یک جلسه تودیع ومعارفه وقتی جلسه تمام شد آهنگ "دیو چو بیرون رود فرشته درآید" را گذاشته بودند و از این بچه بازیها. البته من به حاج آقا گفتم که ما باید از اسلام دفاع کنیم منشأ این بچه بازیها شمایید. نمی گویم شما، ولی اینها به پشتوانه شما این کارها را می کنند ما نباید در سپاه بنشینیم و علیه یکدیگر کار کنیم ضمن اینکه یک تیم از اقوام ایشان آمده بودند و من نظرم این بود اصلا صلاحیت لازم را ندارند و فقط همه چیز را به هم ریختند. من حرفهایم را با ایشان خیلی شفاف زدم و رفتم.
قبل از اینکه دوباره به گناباد برگردید چه تصوری از گناباد، مردم و مسئولین آن داشتید؟ و بعد از آمدن آیا تصورتان تغییر کرد؟
آقای مدنی با آمدن من مخالف بود چون من خیلی شفاف بودم و از این که امروز چیزی بگویم و بعد خلافش عمل کنم بدم می آید. حدود سیزده، چهارده بار آقای رشید به من زنگ زد که بچه های گناباد روی تو اجماع دارند و بیا. تا اینکه آن فاکس آمد و اینها همه دست به دست هم داد تا من به گناباد بیایم. من رفتم و به آقای محمدزاده استاندار وقت صحبت کردم همدیگر را هم نمی شناختیم. بعد از اینکه صحبت ما تمام شد آقای محمدزاده به من گقت که بین بچه هایی که معرفی شدند ما به تو رسیدیم و تو می خواهی چکار کنی؟ گفتم: اگر نمی خواستم بیایم نمی آمدم با شما صحبت کنم و تصمیم گرفتم که بیایم گفت که بیا و کارت را بکن.
کی و چگونه وارد وزارت کشور شدید؟
از سال 73 تا 76 در وزارت کشور بودم آن موقع علی رضا تابش معاون سیاسی اجتماعی وزارت کشور بود آقای تابش زمانی که من در کردستان بودم استاندار کردستان بود ایشان در آن وقت هم من را به وزارت کشور دعوت کردند و تا سال 76 و تغییر کابینه من در وزارت کشور مامور بودم و بعد از تغییر کابینه به سر کارم در سپاه بازگشتم.
از کار در گناباد راضی هستید؟
من اگر راضی نباشم کار نمی کنم. اگر راضی نباشی انگیزه ای برای کار وجود ندارد.
یعنی لذت می برید از اینکه در گناباد کار می کنید؟
بله خیلی خیلی لذت می برم. اصلا من اگر با کار صفا نکنم و عشق نکنم نمی توانم کار کنم. در این مدت 54 ماه که در این شهر کار کردم فقط 5 روز به مرخصی رفتم.من حتی در تعطیلات هم نرفتم و همیشه سعی کردم در سطح شهرستان هیچ کاری عقب نماند و کارها را جلو بیندازم. اینها بدون عشق و لذت اصلا امکان پذیر نیست. ولی فکر می کردم بستر برای توسعه شهر و شهرستان خیلی بیشتر فراهم باشد اما در مسیر توسعه اینجا چالش های زیادی دیدم که یکی از این چالشها اعتمادسوزی هایی است که انجام شده اما در کل خیلی علاقه مند به کار هستم.
درباره انتخاب شما بعنوان فرماندار نمونه صحبت های زیادی مطرح شد؛ بعضی ها این اتفاق را کاملا سیاسی می دانستند، بعضی ها نظم شما را دلیل آن می دانستند و بعضی تلاشهای عمرانی را، نظر خودتان چیست؟
من هیچ وقت مسئولیتی را که به آن علاقه مند نباشم و احساس کنم از عهده آن برنمی آیم نمی پذیرم. حتی ممکن است گاهی یک مسئولیت کوچک بوده اما به خاطر عشق به کار رفتم مثلا وقتی به روزنامه سیاست روز رفتم تنها دلیل رفتنم به آنجا دلم و عشقم به آن کار بود وگرنه چیزی جز دردسر نبود. در یک جمله سیدجمال به شاگردش عبدو می گوید «نه ترس عمر را بلند می کند و نه شجاعت عمر را کوتاه می کند.» من سه بار در تشکیلات خودم یعنی درسپاه ،پاسدار نمونه شدم. آن سالهایی هم که نمی شدم به خاطر این بود که می گفتند کسی که مثلا دو سال قبل انتخاب شده دیگر نمی تواند انتخاب شود.
 در سال 75 در وزارت کشور من مدیر ستادی نمونه کشور بودم و در اینجا هم با یک نگاه موسع سعی کردم کار کنم. سال 86 هم بعنوان فرماندار نمونه استان معرفی شدم. و یک سفر حج با خانوده هدیه شد که نرفتیم.و اتفاقا در روزنامه خراسان منعکس شد حتی در یکی از برخوردهایی که آقای مدنی گفته بود حالا که انتخابات را باطل نمی کنید فرماندار را بردارید گفته بودند: ایشان فرماندار نمونه استان شده و به چه دلیل و منطقی باید این کار را بکنیم. در این سری هم این بحث ها که سیاسی بوده و ... واقعا مسخره و پوچ هستند چرا که خود بازرسی وزارت کشور برای بررسی وضعیت اکیپ فرستاده بودند که 4 روز در اینجا مستقر بودند و همه برنامه های ما را مورد بررسی قرار دادند از خراسان شمالی و جنوبی هم هرکدام یک نفر معرفی شده بودند اما در نهایت یک نفر انتخاب شد که من بودم اما بنده آن روزی که به همایش فرمانداران رفتم که رئیس جمهور هم برای تجلیل از فرماندار نمونه آمده بودند اصلا در مورد این انتخاب اطلاع نداشتم و بعد هم به خاطر این بی اطلاعی گله کردم چون اگر آمادگی داشتم حتما مطلبی را آماده می کردم و به آقای رئیس جمهور می گفتم چون ایشان من را می شناسند طوری که وقتی رفتم گفتند که تو هنوز گناباد هستی؟ زمانی هم که شهردار بودند ما چندین نوبت با ایشان نشست داشتیم.
این اتفاق تاثیر در مسئولیتهای شما و حتی رفتن به رده های بالاتر دارد؟ و آیا از قبل از دولت آقای احمدی نژاد انتخاب فرماندار نمونه کشوری انجام می شده؟
حتما وجود داشته اما به اینگونه در سطح کشور در این چند سالی که من بودم برای اولین بار اتفاق افتاد.
علت این که نه نفر انتخاب شدند چه بود؟
درست نمی دانم شاید یک معدلی را سنجش کردند اما حدود 400 فرماندار در سطح کشور داریم.
تاثیر این اتفاق برای شما چیست؟
صد در صد تاثیر دارد. مطمئن باشید که نه تنها برای من بلکه برای شهرستان این یک فرصت است غیر مطرح شدن در نوع ارتباطاتمان با مدیران استان تغییر ایجاد شده. البته نیازی به گفتن ندارد اما خیلی اصرار بود که من به استان بروم یا برای فرماندایر ویژه دعوت شدم اما من نرفتم چون انگیزه ای برای کار در آنجا ندارم. اینطور نیست که مثلا ماشین توسعه شهرستان را نفر بعد از من نمی تواند ادامه دهد اما کارها با هم کار می کند اگر کسی که بعد می آید اعتقاد داشته باشد انجام می دهد و اگر نداشته باشد نه، پس دلم می خواهد خودم کارهایم را تمام کنم. در آن بحث هم که گفتید از کارم رضایت دارم یا نه باید بگویم که الان رضایتم هم افزایش پیدا کرده ولی واقعا کسانی که می گویند این انتخاب سیاسی بوده دشمنی دارند وگرنه هر کسی که انتخاب می شد فرماندار اینجا بود که این باعث افتخار و تغییر وجهه ی شهرستان شد و مهم این انتخاب شدن است نه کسی که انتخاب می شود.
حرف هایی که شما زدید تاثیری روی این انتخاب نداشته؟
نه. کارکرد مطرح بوده که حالا کارکرد می تواند سیاسی باشد، عمرانی باشد، فرهنگی و یا اجتماعی باشد. برای مثال پروژه گازرسانی به روستاها در متن پیمان 620 روز است که قانونا 25 درصد زمان نیز می تواند ادامه پیدا کند یعنی 154 روز دیگر می شود به این 620 روز اضافه کرد. یعنی حدود دو سال و خورده ای. طوری که گازکشی روستاها به سال 91 می افتدو در این شرایط که هم سود شرکت گاز و هم پیمانکار در کش دادن کار است ما فشار آوردیم که 120 روز زیاد است و ما ظرف 6 ماه از شما کار می خواهیم و الان هر روز یکی از کارشناسان بخشداری موظف است که برود و انجام کار را ببیند و فقط جمعه ها تعطیل می کنند که به این خاطر بهاباد ظرف 4 هفته گازکشی شد.
در مورد کلنگهایی که در زمان استانداری آقای محمدی زده شد و کارهایی که انجام نشده مثل فولاد و سیمان چرا شما ناراحت شدید که گفته شد کلنگها در زمین مانده است؟
من ناراحت نشدم داشتم توضیح می دادم. اکثر مردم فکر می کنند که اگر فرماندار اراده کند کار انجام می شود ولی اینطور نیست دهها پازل باید کنار هم قرار بگیرند تا کار به انجام برسد مثلا یک آقای کار آفرین اینجا آمد و گفت: آقای فرماندار اگر شما حمایت می کنید ما کارمان را شروع کنیم. گفتم بله حالا ایشان این حرف را از ما گرفته و نه وثیقه ای برای بانک دارد نه دسته چک و نه کسی که او را تضمین می کند ولی آمده و می گوید شما قول دادید.گفتم: مگر نکردم گفت: الان کار من گیر کرده و وام نمی دهند حتی گفتم: برو بانک و اگر کارت حل نشد بیا دسته چک شخصی من را بگیر که بانک به من زنگ زد و گفت: اقای صفایی این کار را نکن اگر این آقا را نمی شناسی. گفتم نمی شناسم اما خوشبینانه اش 50 پنجاه است. شاید برگردد و شاید هم برنگردد. که چون ضامن پیدا نکرده بود آخرش چک من را آورد. یا مثلا آقای خندان که ابتدا می خواست در قنات قصبه سرمایه گذاری کند ولی 25 نفر از ایشان آویزان شدند و سهم می خواستند که خبرش به من رسید از این موضوع ناراحت بودند که موضوع قنات قصبه منحل شد و باز برای اینکه ایشان را از دست ندهیم به کاخک رفتیم و در آنجا با کمک مسئولین آنجا در جلسه ای که گذاشتیم قرار شد آقای خندان در کاخک سرمایه گذاری کند و ما هم تمام چیزی که لازم بود و می توانستیم در اختیارشان قرار دادیم.و ایشان هم قرار است فاز 1 دریاچه آبی را در منطقه باغ نفیسی که 11 هکتار است به عرض 35 متر و طول 200 متر با سوئیت و امکانات رفاهی در اطراف آن احداث کند که به گفته خود آقای خندان در شرق کشور تک باشد.وقتی آدمی خودش دید خوبی دارد ما هم حمایت کنیم می شود اما حمایت ما به تنهایی کاری را درست نمی کند.

 





یادداشت های بازدیدکنندگان
20 نظر : (20 یادداشت منتشر شده - 0 نظر در صف انتشار - 0 نظر غیرقابل انتشار)

1# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۶-۰۷ ساعت ۲۱:۳۸:۱۵
لطفا نامه آقای هجرتی درباره نمونه شدن ایشان را هم چاپ کنید! 
اینطوری خواننده هم دلایل هر دو را می بیند و بهتر می تواند قضاوت کند!

2# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۶-۰۸ ساعت ۰۶:۱۲:۱۸
سلام . 
برادر عزیز همه دلسوزی و فعالیت را متوجه می شوند و می بینند نیازی نامه ای نیست ولی هر نفر نظری دارد . آروزی من دوری از تفرقه و پشتیبانی از افراد مفید به حال گناباد است

3# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۶-۰۸ ساعت ۰۶:۲۳:۱۴
من حيال ميكنم نمونه شدن صفايي دراختيار قراردادان اموال عمومي وبيت المال دراختيار ستاد احمدي نژاد بود ولا غير

4# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۶-۰۸ ساعت ۰۶:۳۶:۳۶
جناب آقای صفایی با سلام و خسته نباشید 
از اینکه با صداقت و جدیت در گناباد خدمت می کنید و شایسته عنوان نمونه بوده و هستید بسیار خوشحالم در این شبهای مبارک رمضان دعاگوی شما هستم موفق باشید انشاالله  

5# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۶-۰۸ ساعت ۱۲:۱۸:۱۴
درودبرآقای صفایی فرماندار باصفای گناپاد دست مریزاد آقای صفایی برخی ازارگانهای شهرستان سازمانهای مردم نهاد رامورد بی مهری قرارمی دهند.این تشکلهاچشم به حمایت شمادوخته اند.برای جاانداختن ان جی اوها نیاز به گذشت زمان بیشتریست امااز ادارات توقعی بیش ازاینهااحساس می شود تامردم .برخی از رؤسای ادارات ماراهووی خودمی پندارند!تابازوی اجرائی ... اماماآبدیده ترازپیش به راهمان ادامه می دهیم ان شاءالله تعالی

6# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۶-۰۸ ساعت ۲۰:۲۰:۲۵
جناب صفایی مشکل اصلی جوانان گنابادی اشتغال است . 
جناب صفایی از شما انتظار می رود که شرایطی را در شهرستان ایجاد کنید که شرکت های مختلف حاضر به کار و فعالیت در شهرستان شوند .

7# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۶-۰۹ ساعت ۰۵:۵۳:۰۴
 
 
منتظر سیا نس بعد هستیم !!

8# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۶-۰۹ ساعت ۱۰:۴۴:۰۱
چرا نظر من در بین نظرات نیست.دیگه نظر نمی دم.یک بازدید کننده رو ازدست دادی دکی جون 
شما به نظر بازدید کننده ها احترام نمی زارید و ما آزادی بیان حتی در محیط نت رو هم نداریم.متاسفم 
به نقل از بی بی

9# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۶-۱۰ ساعت ۰۱:۱۴:۳۰
ایشان درست گفته اند. کار کرد مطرح بوده. 
ایشان کارهایی کرده اند که هیچ فرماندار دیگری در کشور نکرده 
مثلا استخدام یک نفر در سن 35 سالگی و انتصاب مستقیم به ریاست یک اداره!

10# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۶-۱۰ ساعت ۰۵:۴۵:۰۷
اگراسامی سایر کسانی که ایشان را به کناباد دعوت کرده اند ذکر کنید  
 
بسیا ر عالی است. چون می تواند مبنای دیگری باشد.

11# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۶-۱۰ ساعت ۰۷:۰۸:۵۷
البته اضافه شود استخدام به عنوان مسول يك ارگان درگناباد با 36سال سن ومدرك باور نكردني فوق سيكل درصورتي كه ما درگناباد مدرك دكترا وفوق ليسانس بسيار داريم تقديم به همه به صورت شعر گيرم كه ملك سليمان گرفته اي گيرم به جاي آب خون خلايق ميخوري گيرم تمام خلق را فريفته اي درآخر با دست تقدير روزگار چه ميكني ايام شهادت حضرت امير بر شيفتگان حضرتش تسليت باد

12# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۶-۱۰ ساعت ۰۷:۴۹:۳۰
ها يكي فرماندار راست گفته كه با عشق و علاقه آمده گناباد يكي رئيس كارخانه تقديس

13# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۶-۱۰ ساعت ۲۲:۵۳:۳۷
قبلا یک خبری در سایت گناپا بود در مورد نمونه شدن جناب فرماندار: 
http://www.gonapa.ws/content/view/1201/37/ 
 
کافی است سری به نظرات بزنید و ببینید چه جور کسانی اطراف ایشان را گرفته و از ایشان دفاع می کنند ! 
خصوصا نظر نوزدهم : کسی که در بالاترین مقام اجرایی وسیاسی ...

14# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۶-۱۱ ساعت ۰۸:۰۳:۵۹
 
اوایت باید از سایت تشکر کرد که نظرات مردم را تاحد ممکن بدون رودربایستی درج می کند. 
 
دویم وقتی کسانی برای خدمت به شهری دعوت می شوند. طبیعتا دعوت کنندگان انتظارات،دارند وآن مسول هرکه باشد. دینی. 
خصوصا اگر دعوت کنندکان چهره های منفی باشند وکسی را متحول کند!!. وای بحال آن شهر وآن مسئول.  
سیوم. "ماشین توسعه" نتوانست گره فولاد کاویان. سیمان سیاه و سفید. هتل سه ستاره. طرح بزرگ گردشگری و... بجایی برساند. 
چارم صدای یک وبسایت که یک نظر سنجی را درمورد میزان نمونه بودن از زبان مردم می خواست بداند وفرد شاخص تا نیمه کار 3درصد آرا -راکسب کرد ! فوری خفه کردند. یعنی ایشان اطلاع نداشتند 
 
باقی برای بعد

15# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۶-۱۳ ساعت ۰۷:۰۰:۰۷
چلوصافي آفتابر مگه دوقاله

16# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۶-۲۴ ساعت ۱۲:۰۷:۱۳
 
اقای صفایی 
جواب سوال آخر را کامل ندادین 
آخرش کذام کلنگ ها در زمین مانده و کدام ها نمانده؟ 
 
ممنون میشم این سوال رو کامل درست شفاف واضح بفرمایین 
 
ممنون

17# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۷-۰۴ ساعت ۰۸:۴۲:۳۲
ثروت وقدرت دو جز لاینفک است وامروز باتاسیس سپهرشرق مثمر واقع شد اقای صفایی انقدر بزرگ شده که حاضراست برای اما م کاسه درست نماید و ادمهای ید را در ان نهد وقدرت تمیز پیدا کند که اشتباهات هاشمی را بسنجد

18# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۷-۰۵ ساعت ۰۴:۴۵:۳۵
ازصادقی بهابادی درخصوص اینکه فرماندار گناباد نمونه اعلام شده سوال شد انتخاب براساس واقیعت بوده نظر شما چیست ایشان فرمودند من نظر خاصی ندارم ولی بعضی از وظایف فرمانداران بر اساس (مصوب شورایعالی اداری1377) بشرح زیر است مردم ونخبگان مطالعه نمایند وعمل کرد ایشان را سنجش نمایند  
:فرماندار در قلمرو مأموریت خویش بعنوان نماینده عالی دولت ،مسئولیت اجرای سیاستهای عمومی كشور را بعهده دارد.  
 1فرماندار مسئول برقراری و حفظ نظم و امنیت اشهرستان است. 
 2: هدایت و تشكیل مرتب جلسات شورای تأمین شهرستان و نظارت برحسن اجرای مصوبات آن. هدایت و نظارت برعملكرد شوراهای تأمین شهرستانها و  
 3: پیش بینی و پیشگیری معضلات امنیتی شهرستان ،  
 4-: نظارت بر حسن اجرای قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی ، گذرنامه و وظیفه عمومی.  
 5: برنامه ریزی ، هدایت و ایجاد هماهنگی های لازم در خصوص مبارزه با مواد مخدر قاچاق سلاح مواد منفجره ،كالا و ارز.  
 6-: فراهم آوردن تشكیل موجبات و تقویت شوراهای اسلامی بمنظور جلب مشاركت همه جانبه مردم استان در امور مشاركت پذیر و سازماندهی مطلوب آن و اعمال نظارت بر شوراهای فوق در چهارچوب قوانین و مقررات مربوطه.  
 -7-: در غیاب شورای اسلامی شهر (بجز شهر تهران) افرماندارجانشین شورای اسلامی شهر خواهد 8- گسترش مشاركت های مردمی در همه زمینه ها و نهادینه شدن آزادیهای سیاسی و اجتماعی.  
 9-: نظارت بر همه پرسی و كلیه انتخاباتی كه بموجب قانون برگزار می گردد.  
 10ایجاد زمینه مناسب جهت رشد و ارتقاء فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی بانوان و ایجاد هماهنگی بین دستگاههای ذیربط و نظارت بر فعالیت آنها.  
 11-: فراهم آوردن زمینه های مناسب برای رشد و پیشرفت و گسترش آموزش و پرورش، ورزش همگانی، بهداشت عمومی، آموزش عالی و تحقیقات.  
 12: فراهم آوردن زمینه های عدالت اجتمایی و فقر زدایی.  
 13: نظارت بر امور ایثارگران و خانواده های معظم شهداء.  
 14 هماهنگی و نظارت بر مسائل رفاهی كاركنان دولت و هماهنگ نمودن امور رفاهی آنان.  

19# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۷-۱۰ ساعت ۲۳:۴۹:۵۳
براساس وظایف فوق به فرماندار نمره دهید نظر خوبی است

20# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۹۰-۰۱-۰۳ ساعت ۲۲:۲۲:۱۸
جناب فرماندارشمااطلاع داریدکه درعرض سه ماه گذشته طبق اماراداره بلزرگانی 70 مغازه فقط ورشکسته وتعطیل شده اندایا فقط افتتاح یک جائی ملاک است یا سرپانگهداشتن واحدی یامغازه ای هرواحدی یامغازه ای تعطیل می شودبه دنبال ان شاید چندین خانواده ازهم بپاشند

نام/ پست الکترونیک (اختیاری)  
کد ضد روبات. لطفا عدد مقابل را وارد نمایید: گوش دادن به کد

آخرین بروز رسانی ( ۱۰ شهريور ۱۳۸۹ )
<قبل   بعد>
© Gonapa.ws | Designer: Grand.ir | Developed by: PartGroup | Powered by: Mambo
کليه حقوق محفوظ است. استفاده از مطالب تنها با ذکر پیوند منبع و نام نويسنده مجاز است.
خبرنامه گناپا

اخبار گناپا را بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت کنید.


ایمیل خود را وارد کنید:


توجه: بعد از ثبت نام می بایست وارد ایمیل خود شده و روی لینک تأیید که برای شما ارسال شده است، کلیک کنید.

نظرسنجی