گناپا
+ يكشنبه، 23 بهمن 1390 وبسایت اختصاصی دوهفته نامه مژده گناباد
پربیننده ترین مطالب ماه
تصویر روز
مطالب توصیه شده کاربران
منوي اصلي  صفحه اصلی arrow مقالات arrow مقالات اجتماعی arrow و یک سال گذشت تا دوباره این احساس برگردد... متفرقه
صفحه اصلی
جستجو
گناباد در خبرگزاری ها
تبلیغات
پیشنهادات و انتقادات
معرفي سايت به دوستان
آرشیو الکترونیکی مژده گناباد
گالری عکس
پيوند ها
پادکست (رادیو گناباد)
ورود و خروج
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت
آمار
امروز56
دیروز498
اين هفته554

فید

Stats
77 میهمان حاضرند
و یک سال گذشت تا دوباره این احساس برگردد... چاپ ارسال به دوست
0
  
۲۵ مرداد ۱۳۸۹
اقیانوس آرامشاحساسی که به لطافت و زیباییش هیچکس ندید، احساسی که باعث می شود با تمام گرما و عطش و سختی هایی که هست باز هم منتظرش بمانیم.
و اکنون دوباره از راه رسیده روزهایی که لحظه به لحظه اش پر است از احساسی ناب؛ از احساس نزدیکی به تنها لایق حقیقی انتظار، احساس سیراب شدن از باران عشق او، احساس لمس سادگی، احساس شادی آسمانی و...

و من نه تنها یک سال بلکه سال های زیادی است که انتظارش را می کشم. سالها گذشت و این روزهای پاک آمدند و رفتند، اما من خواب بودم.
خواب بودم و دست رد به سینه ی مادرم زدم که با مهربانی مرا به دیدنش دعوت می کرد؛ و وقتی از خواب بیدار می شدم که دیگر آن احساس وجود نداشت.
وقتی چشم باز می کردم که آن میهمانی بزرگ تمام شده بود و فقط حسرت حضور در آن جشن باشکوه بر دلم مانده بود.
تمام این سالها لحظات را با یادش گذراندم با قصه های مادرم که از عظمتش می گفت.
قصه یک میهمانی باشکوه که اختصاص به فقیر و غنی نداشت، میهمانی ای که هر کس با داشته های خودش در آن حاضر بود جشنی عظیم که میزبانش با بزرگی و رحمت بی پایانش از تک تک کسانی که دعوتش را پذیرفته اند به گرمی پذیرایی می کرد و در آن هر کس به هر آرزویی که داشت می رسید اما...
اما دیگر زندان خستگی تمام وجودم را محصور کرده دیگر نمی خواهم خواب بمانم می خواهم بیدار بمانم و خودم با تمام وجود احساسش کنم.
می خواهم بیدار بمانم و این بار با تمام نداشته هایم در آن میهمانی شرکت کنم و به آدمیت که تنها آرزوی من است برسم. می خواهم خودم را به آن میزبان بزرگ بسپارم به تمام نداشته هایم برسم و آن زیبایی و آرامشی که سال ها فقط قصه اش را شنیده ام در قلبم احساس کنم.
و امسال من بیدارتر از هر زمان و لحظه ای دیگربه استقبال آمده ام تا در آغوش گرم میزبانی جا گیرم که صاحب تمام آرامش هاست. تا بباراند باران رحمتش را بر سرم و این بیداری ناب را برایم ابدی سازد.
و اکنون من سیراب شده ام از اقیانوس آرامش آن میزبان بی مانند، آرامشی که سالها همیشه و همه جا به دنبالش بودم و غافل از اینکه آن را از خودم می راندم حال در قلبم احساس می کنم و... و دیگر رهایش نخواهم کرد تا زمان...

مصطفی قویدل


یادداشت های بازدیدکنندگان
0 نظر : (0 یادداشت منتشر شده - 0 نظر در صف انتشار - 0 نظر غیرقابل انتشار)

نام/ پست الکترونیک (اختیاری)  
کد ضد روبات. لطفا عدد مقابل را وارد نمایید: گوش دادن به کد

آخرین بروز رسانی ( ۲۵ مرداد ۱۳۸۹ )
<قبل   بعد>
© Gonapa.ws | Designer: Grand.ir | Developed by: PartGroup | Powered by: Mambo
کليه حقوق محفوظ است. استفاده از مطالب تنها با ذکر پیوند منبع و نام نويسنده مجاز است.
خبرنامه گناپا

اخبار گناپا را بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت کنید.


ایمیل خود را وارد کنید:


توجه: بعد از ثبت نام می بایست وارد ایمیل خود شده و روی لینک تأیید که برای شما ارسال شده است، کلیک کنید.

نظرسنجی
آخرين خبر های سایت