گناپا
+ شنبه، 22 بهمن 1390 وبسایت اختصاصی دوهفته نامه مژده گناباد
پربیننده ترین مطالب ماه
تصویر روز
مطالب توصیه شده کاربران
منوي اصلي  صفحه اصلی arrow مقالات arrow مقالات اجتماعی arrow این واگویه ها شعر نیستند متفرقه
صفحه اصلی
جستجو
گناباد در خبرگزاری ها
تبلیغات
پیشنهادات و انتقادات
معرفي سايت به دوستان
آرشیو الکترونیکی مژده گناباد
گالری عکس
پيوند ها
پادکست (رادیو گناباد)
ورود و خروج
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت
آمار
امروز476
دیروز1826
اين هفته476

فید

Stats
117 میهمان حاضرند
این واگویه ها شعر نیستند چاپ ارسال به دوست
19
  
۲۷ خرداد ۱۳۸۹
صادق ایزدی گنابادیاین واگویه ها شعر نیستند
مگر با صدای بلند بخوانید
من از کسی که زیر پایم را جارومی کند
در خیابان
و زباله های مرا به دست می گیرد بهتر نیستم
من از آن کودک سر راهی

که اکنون چهل چهار سالش هست و به دنبال شناسنامه اش می گردد بهتر نیستم
من از خری که زیربار نفسش بند آمده است
و از سگی که مگسها
با زخمهایش گرسنگی خود راالتیام می بخشند بهتر نیستم
و یا از ان سگ ولگردی که روزنامه ها دروغ به پایش می بندند
تا اداره بهداشت را برای کشتنش راضی کنند
اگر بی اراده و در نبود من
خیلی چیزها با خیلی چیزها جور نمی شد
شاید من هم خری بودم زیر بار
و یا سگ ولگردی که روزنامه ها به دروغ نوشته اند :
\"دخترکی را در صف شیر یارانه ای ترسانده است .\"
از خودم متشکر نیستم
از کسی که خیلی چیزها را با خیلی از چیزها جور کرده است
متشکرم
صادق ایزدی گنابادی


یادداشت های بازدیدکنندگان
11 نظر : (11 یادداشت منتشر شده - 0 نظر در صف انتشار - 0 نظر غیرقابل انتشار)

1# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۳-۲۷ ساعت ۰۳:۵۸:۴۱
سلام جناب ایزدی من در فکرم خیلی چیزها را با خیلی از چیزها جور کرده ام ولی نیم ساعت است که به نوشته زیبا عمیق شما خیره مانده ام در کویر فکرم با چند چیز جور باید نشان دهم که خوشحالم ولی در درون خویش خسته و وامانده از جور کردن چیزها با هم هستم 
واگویه ی شما قشنگ و پرمعنی اما ناجور است پس تنهاست در میان زشتهای جور ولی زیاد

2# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۳-۲۷ ساعت ۰۷:۱۰:۴۱
 
ایزدی عزیز. 
نوشته زیبایت را ادامه می دادی دانا بخیل نیست که بتو جای بیشتری ندهد! 
 
اگر دنبال رائ خو د می گشی ! دنبالت می گشتند!! اگر الله اکبر گفته بودی... الله اکبر

3# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۳-۲۷ ساعت ۰۹:۴۴:۱۲
در عصر منیت و ریا و تملق ایزدی درود بر تو در روز فانوس به دست بگیر و دنبال ادم باش/ یک دو ست قدیمی

4# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۳-۲۷ ساعت ۰۹:۴۶:۱۲
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم. بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید. به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم! ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک ‌کاری کنند. عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است. بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم. کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد! مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند. روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست. دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید! کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند. شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید. گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد. در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند. از اینکه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش مي طلبمبا ۳۰ امتیاز و ۱ نظر هنر و ادبیات فرستاده

5# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۳-۲۸ ساعت ۰۰:۱۹:۰۶
آخ! بمیرم برای آن دخترکی که در صف شیر از من ترسیده است! 
من مردم! دیگر نیازی به کشتن من نیست.

6# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۳-۲۹ ساعت ۰۲:۳۴:۴۸
سلام . جناب عطایی شعر آقای ایزدی را بخوانید شاید زمان مدح گذشته است . 
ای شاعران عزیز مدح خیلی زیاد داریم خواهشمندم به تقویت ادبیات یا کار مثبت دیگری .......

7# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۳-۲۹ ساعت ۰۷:۲۰:۰۵
\"یا از ان سگ ولگردی که روزنامه ها دروغ به پایش می بندند\".....................اشاره معنادار و زیبایی است!....اگرچه کلیت شعر ناهمگون و آشفته است...

8# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۳-۳۰ ساعت ۲۰:۵۷:۲۲
كليت شعر از نظر تصويري ظاهرا نا همگون به نظر مي رسد اما به لحاظ محتوايي همه ي تصاوير در راستاي القاي يك معنا مي باشند  
ديد شاعر به آنچه در محيط او مي گذرد شاعرانه است و بايد ازاين لحاظ از اين شعر تقدير كرد  
شاعر در اين شعر مي خواهد دست تقدير و همچنين ديدگاه عارفانه خويش را نسبت به جايگاه خودش در هستي بيان كند و بدين دليل كه از عناصر و تصاوير امزوزي استفاده كرده است شعر موفقي به نظر مي رسد  
ا  

9# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۴-۰۲ ساعت ۱۹:۴۱:۲۶
چه کنیم که در دنیای سیاست همه چیز رخ می دهد خیلی چیز های با خیلی چیز ها جایشان عوض می شود. دنیا سیاست زده فرهنگ را باخود به اعماق می برد ازان چیز نمیگزارد و برای ان ارزشی قائل نیست چه کنیم ؟ 
انچه داریم قدر ان را نمی دانیم و در صدداز گرانه خارج کردن ان را داریم چه کنیم ؟ 
امر در کشور تملق و پاچه خواری یک حرفه شده برای بدست اورند پست، مقام و جایگاه ، خدا از سرتقسیرات ما بندگان گناه کار بگذر

10# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۴-۱۰ ساعت ۱۹:۳۷:۱۴
امروز نه تنها افراد از انچه هستد نیز فراتر می نمایند بلکه انچه نیستند هم دنبال هست ها و عناوین جعلی اند کاش چنین نبود و انسانهای امروز می دانستند که اوست که عزت دهد و ذلت وعنو ان دروغین به انسان عزت نمی دهد

11# - نویسنده: مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۴-۲۶ ساعت ۰۶:۱۰:۵۱
اقای ایزدی به فکر یه نماینده خوب باشید تا به این تملق ها پایان دهد

نام/ پست الکترونیک (اختیاری)  
کد ضد روبات. لطفا عدد مقابل را وارد نمایید: گوش دادن به کد

آخرین بروز رسانی ( ۲۸ خرداد ۱۳۸۹ )
<قبل   بعد>
© Gonapa.ws | Designer: Grand.ir | Developed by: PartGroup | Powered by: Mambo
کليه حقوق محفوظ است. استفاده از مطالب تنها با ذکر پیوند منبع و نام نويسنده مجاز است.
خبرنامه گناپا

اخبار گناپا را بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت کنید.


ایمیل خود را وارد کنید:


توجه: بعد از ثبت نام می بایست وارد ایمیل خود شده و روی لینک تأیید که برای شما ارسال شده است، کلیک کنید.

نظرسنجی
آخرين خبر های سایت