نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۰۱ ۰۹:۲۲:۴۱ به شعور،غیرتت ودرکت افتخار می کنیم ای رنج به دل ،خندان به لب |
نویسنده youcef در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۰۱ ۱۶:۳۳:۰۲ آفرین بر این شاعر همشهری. هم شاعر و هم آگاه به ریشه مشکلات. هم شاعر و هم شجاع. باز هم آفرین. |
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۰۲ ۱۱:۴۰:۲۹ درد اقتصاد وبیکاری ما زیر سر مافیای وارد کندگان است که هرکدام قسمتی ازنیاز های عمومی را درانحصار خود دارن شاید مجموع اتها به 200 نفر نرسد البته اسکله های بی در وپیکر 70 گانه هم نقش بزرگی دارد. بهر حال درشعر بواقع نقد شده ودلنشین وزیباست فقط اگر بجای کلمه کفار بیگانه .خارجی وامثال ان استفاده می شد بهتر بود د.ا.و
|
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۰۲ ۱۳:۵۴:۴۰ آفرین بر ایشان که یکی از مشکلات اصلی جامعه را بدین زیبایی وصف کرده اند. روزگار شاعریشان مستدام |
نویسنده GUEST در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۰۲ ۱۶:۵۶:۵۸ آقاي كاظمي كه چند سالي است بطور غير مستقيم اثارشان بدستم ميرسد از آنهايي است كه نميتواند كژي ببيند وبگذرد و البته در اين زمينه از قريحه واستعداد خود بخوبي استفاده ميكنند . اگر چه ايشان در آفرينش هاي خود بيشتر جنبه اجتماعي كار را در نظر ميگيرند اما اميد آن دارم كه به جنبه ماندگار تر يك اثر هنري نيز توجه داشته باشند وآثار فاخري براي ثبت در تاريخ هم بيافرينند. برايشان آرزوي كاميابي بيشتر دارم و اميدوارم در تلاششان پيروز باشند . |
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۰۳ ۱۷:۰۰:۴۶ شعر حاصل برانگیخته شدن احساس (شعر) یک شاعر است. احساس یک شاعر با دیدن کاستی های اجتماعی، و دیگری در زمینه دیگری برانگیخته می شود. اگر بخواهیم بگوییم کاظمی، اینطور بگو، این ((شعر)) نمی شود. (( هیچ آدابی و ترتیبی مجو / هر چه می خواهد دل تنگت بگو ))
|
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۰۳ ۲۲:۵۵:۱۰ وقتی شعر سعدی "بنی آدم اعضای یک دیگرند == که درآفرینش زیک گوهرند" بر بلندای سازمان ملل قرارمی گیرد . تذکر این نکته دستور به شاعر نیست .یادآور این است که آفرینندگان شعر فارسی ازجهان بینی کرانه ناپذیر برخوردار بوده اند. وتکلیف پی روان درنگرش به دیگران . مسلمان وکافر کردن نیست مقدارزیادی ازهمان کالای وارداتی.موردنقد ازکشورها مسلمان ، اهل کتاب ودریک نگاه عمیق تر ساخته انسانهایی است که خون قرمز درشریان دارند. اگر وصف یک گل. طاق ابرو .قامت رعنا بود بلی هرچه میخواهد دلتنگت بگو!! |
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۵:۴۱:۲۳ سلام من كوچكتر از آنم كه به آقاي كاظمي بگويم چه بگويد يا نگويد. فقط از ايشان خواستم كه آنچه ميخواهند بگويند چنان بگويند كه در حافظه تاريخ ماندگار شود .اندوهبار خواهد بود اگر اين قريحه يادگاري براي مردمان فردا نگذاشته باشد . وگرنه همه ميدانند : شاعري طبع روان ميخواهد نه معاني نه بيان ميخواهد ولي تفاوت ميان غزل حافظ ومولانا با غزل فروغي بسطامي و خاقاني- بدون اينكه منكر ارزشهاي هريك باشيم- بسيار است به لب تاقچه خانه تان بنگريد !!!... |
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۱۱ ۰۱:۲۳:۴۸ بارکلا |